درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

ترک نماز یعنی....

احادیث و روایات و حکایات

میگن شیطان با بنده ای همسفر شد موقع نماز صبح بنده نماز نخوند موقع ظهر و عصر هم نماز نخوند موقع مغرب و عشاء رسید بازم بنده نماز بجای نیاورد
موقع خواب شیطان به بنده گفت من با تو زیر یک سقف نمی خوابم چون پنج وقت موقع نماز شد و تو یک نماز نخوندی
میترسم غضبی از آسمان بر این سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم
بنده گفت تو شیطانی و من بنده خدا ، چطور غضب بر من نازل بشه ؟
شیطان در جواب گفت من فقط یک سجده اونم به بنده خدا نکردم از بهشت رانده شدم و تا روز قیامت لعن شدم
در صورتیکه تو از صبح تا حالا باید چند سجده به خالق میکردی و نکردی وای به حال تو که از من بدتری ؟؟؟؟

از پاهایی که نمی توانند تو را به ادای نماز ببرند، انتظار نداشته باش که تو را به بهشت ببرند..

رسول الله فرموده اند :
ترك نماز صبح: نور صورت
ترك نماز ظهر: بركت رزق
ترك نماز عصر: طاقت بدن
ترك نماز مغرب: فایده فرزند
ترك نماز عشاء: آرامش خواب را از بین میبرد

نماز و روزی...

احادیث و روایات و حکایات

پیامبر (ص) فرمود: الصلاة ... برکة فی الرّزق
- نماز برکت در رزق و روزی می شود.
امام صادق (ع) فرمود: کذب من زعم انه یصلی باللیل و هو یجوع ان صلاة اللیل تضمن رزق النهار
- اگر کسی من نماز شب می خوانم و روز در گرسنگی به سر می برم، دروغ گفته است، زیرا که نماز شب ضامن روزی، روز است.
حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: بدانید هیچ چیزی مؤمن را به خدا نزدیک نمی کند، مگر آنکه نماز شب و تسبیح و تهلیل گفتن و استغفار و گریه های نیمه شب و خواندن قرآن تا طلوع فجر و متصل نمودن نماز شب به نماز صبح، پس هر که چنین باشد او را بشارت می دهم به فراوانی روزی که بدون رنج و زحمت و زور بازو بدستش آید.
روایت کرده شیخ مفید که:
ان صلاة اللیل تدرالرزق (ویا) تجلب الرزق
- نماز شب روزی را جلب کرده و زیاد می کند.

کار خوبه خدا درست کنه

احادیث و روایات و حکایات


کار خوبه خدا درست کنه .دولت و ملت و.... خر کیند


و اما در اخر
مرو به هند و برو با خدای خویش بساز که هرکجا که روی آسمان همین رنگ است

رفع بلا و نحسی

برای رفع هر نحوست(نحسی) صدقه بدهید

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود زمینی بین من و مردی قرار بود تقسیم شود. آن مرد از علم نجوم اطلاعی داشت. کار را به تأخیر می انداخت تا ساعتی را انتخاب کند که به اعتقاد خودش آن ساعت برای او خوب است و برای من بد، در نتیجه او سود کند و من زیان. بالاخره روز و ساعتی که در نظر داشت رسید، زمین تقسیم شد ولی به نفع من تمام گردید. منجم از روی ناراحتی دست خود بر یکدیگر زده گفت (ما رأیت کالیوم قط) مانند امروز هرگز ندیده بودم.
پرسیدم مگر چه شده؟ جواب داد من مردی منجم هستم در ساعت خوبی بیرون آمدم و ساعت بد را برای شما اختیار کردم. اینک می بینم کار برعکس شد قسمت بهتر نصیب شما گردید گفتم می خواهی تو را حدیثی بیاموزم که پدرم به من فرمود؟
تقاضا کرد بگو. گفتم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود هر که مایل است خداوند نحوست روزش را جلوگیری کند صبحگاه آن روز صدقه بدهد. اگر می خواهد نحوست شبش از بین برون سر شب صدقه دهد من ابتدای حرکت و خارج شدن خود را با صدقه شروع کردم. این صدقه دادن برایت بهتر از علم نجوم است.
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن - بدمی یا درمی یا قلمی یا قدمی

رنجاندن فقیر چرا و چه عواقبی دارد ؟؟

رنجاندن فقیر چرا و چه عواقبی دارد ؟؟

مردی با زن خود بر سر سفره نشسته بود میان سفره مرغی بریان نهاده بودند. سائلی به در خانه آنها آمده درخواست کمک کرد: صاحب خانه از جای حرکت نموده او را با عصبانیت دور کرد. مدتی گذشت آن مرد فقیر شد به واسطه تنگدستی زوجه خود را طلاق داد، زن شوهر دیگری اختیار نمود. اتفاقا باز روزی با شوهر بر سر سفره ای نشسته بودند مرغ بریانی هم وجود داشت.
فقیری بر در خانه آمد. شوهرش گفت خوب است همین مرغ را به فقیر بدهی. زن مرغ را برداشت و به درب خانه رفت به فقیر داد. وقتی که بازگشت شوهر متوجه شد زن گریه می کند. سبب گریه را پرسید. گفت آن فقیر شوهر سابقم بود حکایت آزردن و کمک نکردن به سائل را برایش شرح داد. شوهرش گفت به خدا سوگند من همان سائلم که به در خانه شما آمدم و آن مرد، مرا رنجانید.

علت گرفتاری یوسف و اندوه یعقوب چه بود ؟؟؟

احادیث و روایات و حکایات

علت گرفتاری یوسف و اندوه یعقوب چه بود ؟؟؟

ابو حمزه ثمالی گفت صبحگاه جمعه ای نماز با حضرت زین العابدین خواندم. ایشا ن پس از تمام کردن ذکر و تسبیح به قصد منزل حرکت نمودند من هم در خدمتشان بودم. وقتی به منزل رسید کنیزی داشت بنام سکینه، او را خواسته فرمود مبادا مستمند و فقیری را که به در خانه ما آمد مأیوس برگردانید حتما هر که آمد غذایش بدهید زیرا امروز جمعه است.
عرض کردم آقا همه کسانی که سؤال می کنند مستحق نیستند. فرمود ثابت (اسم ابوحمزه است) می ترسم بعضی مستحق باشند و از در خانه ما محروم شوند آنگاه بر ما خانواده نازل شود آنچه بر  آنچه بر خانواده یعقوب وارد شد.
 غذا بدهید سؤال کنندگان را غذا بدهید.
حضرت یعقوب هر روز گوسفندی می کشت مقداری خودشان مصرف می کردند و قدری صدقه می دادند. مرد مومن و مستمندی در حال روزه با منزلتی که در نزد خداوند نیز داشت، غریب آن ناحیه بود از در خانه آنها گذشت. افطار شب جمعه بود گفت سائلی غریب و گرسنه ام از زیادی غذای خود به من بدهید. درخواست خود را بر در خانه یعقوب مکرر کرد آنها می شنیدند ولی از وضع او خبر نداشتند گفته اش را تصدیق ننمودند.
شب فرا رسید فقیر مایوس گردید جمله انا لله و انا الیه راجعون را بر زبان گذرانیده اشکش جاری شد. آن شب با همان حال خوابیده و شکایت گرسنگی را به خدا کرد، فردا را نیز روزه گرفت با شکیبائی خدا را ستایش می کرد. اما یعقوب (علیه السلام) و خانواده اش با شکم سیر خوابیدند از غذایشان هم زیاد ماند. خداوند صبح آنشب به یعقوب وحی کرد بنده ما را خوار کردی به طوری که باعث خشم من شد سزاوار تأدیب و نزول بلا و گرفتاری شدی که از طرف من نسبت به خود و خانواده ات نازل شود.
یا یعقوب ان احب انبیائی الی و اکرمهم علی من رحم مساکین عبادی و قربهم الیه و اطعمهم و کان لهم مأوی و ملجأ یعقوب! به درستی که محبوب ترین پیغمبران در نزد من آن کسی است که بر مستمندان ترحم کند و آنها را به خود نزدیک نموده غذایشان بدهد پشتیبان و پناه ایشان باشد. یعقوب! دیشب بنده مستمند ما (ذمیال) را ترحم نکردی هنگام افطار به در خانه ات آمده درخواست نمود که غریب و بینوایم او را غذا ندادی با اشک جاری بازگشت شکایت گرسنگی خود را به من کرد. امروز نیز روزه گرفت دیشب شما همه سیر بودید و غذایتان زیاد آمد.
یعقوب می دانی دوستانم را به کیفر و رفتاری، از دشمنانم زودتر مبتلا می کنم. این هم به واسطه حسن نظر من به آنها است. اما دشمنان را پس از هر خطا فورا گرفتار نمی کنم تا متوجه استغفار نشوند آنها را خورده خورده می گیریم(14) اینک به عزتم سوگند تو و فرزندانت را گرفتار می کنم و بر شما مصیبتی نازل خواهم کرد و با کیفر خود شما را می آزارم آماده ابتلا شوید و به آنچه بر شما نازل می کنم راضی و شکیبا باشید.
ابو حمزه به حضرت زین العابدین (علیه السلام) عرض کرد فدایت شوم یوسف خواب را در کدام شب دید. فرمود همان شبی که یعقوب و خانواده اش سیر خوابیدند و ذمیال گرسنه. صبحگاه که خواب را برای پدر نقل کرد با آن وحی که شده بود یعقوب افسرده گشت به یوسف گفت برادران خود را از این خواب مطلع نکن می ترسم نیرنگی برایت بکنند. اما یوسف داستان خواب را به برادران گفت گرفتاری آنها شروع شد.


ای که دستت می رسد کاری بکن/ پیش از انکه کز تو نیاید هیچ کار

یاد بگیرید و یاد بدهید بسم الله

احادیث و روایات و حکایات

یاد بگیرید و یاد بدهید بسم الله تا سعادتمند شوید

روایت نموده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روزی از قبرستان گذر می نمودند نزدیک قبری رسیدند به اصحاب خویش فرمودند: عجله کنید و بگذرید اصحاب تعجیل کردند و از آنجا گذشتند و در وقت مراجعت چون به قبرستان و آن قبر رسیدند خواستند زود بگذرند حضرت فرمودند: عجله نکنید.
اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! چرا در وقت رفتن امر به عجله کردن فرمودید حضرت فرمودند: صاحب این قبر را عذاب می کردند و من طاقت شنیدن ناله و فریاد او را نداشتم اکنون خدای تعالی رحمتش را شامل حال او کرد، گفتند: یا رسول الله! سبب عذاب و رحمت به او چه بود؟
حضرت فرمودند: این مرد، مرد فاسقی بود که به سبب فسقش تا این ساعت در اینجا معذب بود کودکی از وی باقی مانده بود در این وقت او را به مکتب بردند و معلم به این فرزند بسم الله الرحمن الرحیم را تعلیم نمود و کودک آن را بر زبان جاری نمود، در این هنگام به فرشتگان عذاب خطاب رسید که دست از این بنده فاسق بردارید و او را عذاب نکنید روا نباشد که پدر را عذاب کنیم در حالی که پسرش به یاد ما باشد
منبع:
**ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 2/86 85 به نقل از: تفسیر متهج الصادقین /32